کره پیرزن پرونده دریافت دریافتی کلاهبرداری

کره: پیرزن پرونده دریافت دریافتی کلاهبرداری فرمانده انتظامی استان اخبار حوادث

www.bookboon.com

چاپ کتاب PDF

خرید کتاب از آمازون

خرید کتاب زبان اصلی

توجه: در صورتی که فایل دارای ایراد است یا حقوق نویسنده رعایت نشده با ما تماس بگیرید

گت بلاگز اخبار حوادث تصویر ، اعترافات هولناک زنی که با همدستی جوان میوه‌فروش، شوهرش را کشت و کف اتاق دفن کرد

خرید و دانلود

زنی که در مرداب رابطه شیطانی و با طرح نقشه ای شوم، همسرش را با همدستی یک جوان 24 ساله به قتل رسانده و جسد او را در منزل اجاره ای محل سکونت ارزش دفن کرده بود، با

تصویر ، اعترافات هولناک زنی که با همدستی جوان میوه‌فروش، شوهرش را کشت و کف اتاق دفن کرد

اعترافات هولناک زنی که با همدستی جوان میوه فروش، شوهرش را کشت و کف اتاق دفن کرد/ عکس

عبارات مهم : مهرداد

زنی که در مرداب رابطه شیطانی و با طرح نقشه ای شوم، همسرش را با همدستی یک جوان 24 ساله به قتل رسانده و جسد او را در منزل اجاره ای محل سکونت ارزش دفن کرده بود، با اعترافات وحشتناک، راز این قتل را در حالی فاش کرد که قاضی خاص قتل عمد مشهد در پی احتمال وقوع جنایت در ماجرای کودک ربایی پیگیری به این پرونده را به عهده گرفت.

این زن 28 ساله که در حال فراهم کردن مقدمات خروج از کشور با صدور دستورات صریحی از سوی قاضی کاظم میرزایی در چنگ قانون گرفتار شده است هست، روز گذشته به تشریح شرح این جنایت وحشتناک پرداخت و گفت: آخرهای سال گذشته با مهرداد (همدست متهم) که شاگرد میوه فروشی بود، آشنا شدم و شماره تلفنم را به او دادم.

تصویر ، اعترافات هولناک زنی که با همدستی جوان میوه‌فروش، شوهرش را کشت و کف اتاق دفن کرد

همسرم به مواد مخدر سنتی اعتیاد داشت و گاهی مرا کتک می زد! من هم با آن جوان 24 ساله مشکلاتم را در میان می گذاشتم تا این که روزی مهرداد گفت با چندینه نفر از دوستانش هماهنگ کرده که شوهرم را به کویت ببرند و من هم خوشحال بودم که از شر او خلاص می شوم! ولی مهرداد خیلی دروغگو بود و مثل آب خوردن دروغ می گفت. این حرفش هم عملی نشد تا این که روزی همسرم مرا کتک زد و دستم شکست. من بلافاصله با مهرداد تماس گرفتم و عنوان را به او گفتم. این گونه بود که تصمیم به قتل شوهرم گرفتیم. آن روز مهرداد جهت خرید قرص برنج به پنجراه مشهد رفت ولی فروشنده از دادن قرص به او خودداری کرد. او دوباره با برداشتن کارت های شناسایی پدرش نزد فروشنده رفت و به هر طریقی بود قرص گرفت تا من آن را به همسرم بخورانم!

زنی که در مرداب رابطه شیطانی و با طرح نقشه ای شوم، همسرش را با همدستی یک جوان 24 ساله به قتل رسانده و جسد او را در منزل اجاره ای محل سکونت ارزش دفن کرده بود، با

اوایل اردیبهشت بود که هنگام عصر، قرص ها را درون داروهای گیاهی معروف به «جوشانده» ریختم. البته اول قرص را پودر کردم تا به عنوان داروی سرماخوردگی به او بدهم ولی آن قرص هیچ اثری نکرد و همسرم مدام می گفت: چقدر بد مزه است! گفتم بعد بقیه اش را نخور! هنگامی که عنوان را به مهرداد گفتم، او ناراحت شد و گفت: تو عرضه نداری! حق توست که این قدر زجر بکشی! ولی دوباره زنگ زد و از من خواست طنابی جهت قتل همسرم آماده کنم تا او را خفه کند!

من هم از داخل حیاط طناب پلاستیکی لباس ها را پاره کردم و به داخل منزل بردم. آن شب هنگامی که همسرم مواد مصرف کرد و همان جا خوابش برد، حدود ساعت یک بامداد با مهرداد تماس گرفتم. او آمد و از من خواست در همان حالت خواب، طناب را دور گردن شوهرم بیندازم تا آن را بکشد! هنگامی که مهرداد داخل آشپزخانه رفت، من طناب را برداشتم که دورگردن همسرم بیندازم ولی ناگهان از خواب بیدار شد!

من که ترسیده بودم طناب را پنهان کردم و گفتم: بخواب! آیا بیدار شدی؟ او گفت: کمی آب می خواهم! و خودش جهت نوشیدن آب به آشپزخانه رفت که چشمش به مهرداد افتاد! در این لحظه شوهرم خشمگین به سمت من برگشت و چند تا مشت به سرم کوبید و سپس با مهرداد درگیر شد. مهرداد می گفت: من سفته از تو طلبکارم و جهت صحبت راجع به پول آمده ام! ولی همسرم دوید و چماقی را از روی زمین برداشت و چند ضربه به مهرداد زد!

تصویر ، اعترافات هولناک زنی که با همدستی جوان میوه‌فروش، شوهرش را کشت و کف اتاق دفن کرد

در این هنگام مهرداد از آشپزخانه بیرون آمد و طناب را دور گردن همسرم انداخت. هنگامی که همسرم حالت نیمه خمیده شده است بود من هم ضربه ای محکم با چوب به سرش کوبیدم که دوباره مهرداد طناب را کشید تا این که احمد (مقتول) روی شکم به زمین افتاد. به توصیه مهرداد یک سرنگ خالی برداشتم و آمپول هوا به سینه اش زدم! در این هنگام پسر 10 ساله ام (امین) از خواب بیدار شد و این صحنه را دید که به او تشر زدم به اتاق برود! آن شب جسد را درون حمام کشاندیم ، صبح پسرم را راهی مدرسه کردم و به او گفتم پدرش خوب شده است و صبح از منزل بیرون رفته است!

دچار عذاب وجدان شده است بودم و از ابزارفروشی محل کلنگ و بیل خریدم تا جسد همسرم را دفن کنیم! ظهر همان روز هنگامی که پسرم از مدرسه بازگشت مبلغی پول به او دادم تا پسر کوچکم الیاس را به کلوب بازی های رایانه ای ببرد و همان جا ساندویچ بخورند و تا غروب بازنگردند!

زنی که در مرداب رابطه شیطانی و با طرح نقشه ای شوم، همسرش را با همدستی یک جوان 24 ساله به قتل رسانده و جسد او را در منزل اجاره ای محل سکونت ارزش دفن کرده بود، با

متهم این پرونده جنایی در ادامه اعترافات هولناک خود اضافه کرد: با کمک مهرداد، گودالی در اتاق خواب کندیم و جسد را دفن کردیم. بعد از آن 16 روز در همان منزل ماندیم و در کنار یکدیگر زندگی می کردیم تا بتوانم پول رهن منزل را از صاحبخانه بگیرم. به همین منظور نقشه ای کشیدم و مهرداد با تلفن همسرم با صاحبخانه تماس گرفت تا پول رهن را به من بدهد!

او که خودش را به جای شوهرم جا زده بود چنین وانمود کرد که برادرش در پایتخت کشور عزیزمان ایران فوت کرده و او باید به پایتخت کشور عزیزمان ایران برود. سپس از صاحبخانه خواست که مبلغ رهن را به من بدهد! ولی بعد از آن صاحبخانه پشیمان شد و گفت: این چه مراسمی است که این همه طول کشید! هر وقت شوهرت بازگشت پول رهن را می دهم در غیر این صورت مبلغ آن را به حساب دادگستری واریز می کنم! «ز- م» افزود: من دیگر نمی توانستم در آن منزل بمانم آیا که همسایگان به ماجرا مشکوک می شدند بنابراین تصمیم گرفتم به همراه مهرداد به خارج از کشور فرار کنیم.

این گونه بود که به یک مرکز کاریابی رفتیم تا ما را به ترکیه اعزام کند ولی متصدی کاریابی می گفت: الان سایت باز نمی شود و شما باید مدتی صبر کنید!

تصویر ، اعترافات هولناک زنی که با همدستی جوان میوه‌فروش، شوهرش را کشت و کف اتاق دفن کرد

به همین علت به فکر اجاره کردن یک منزل دیگر افتادیم. من مقداری از طلاهایم را فروختم و دو میلیون هم مهرداد جور کرد تا این که منزلی را در خیابان شهید چراغچی 13 رهن و اجاره کردیم! ولی جهت رفتن به خارج از کشور به پول بیشتری نیاز داشتم این بود که به روستایمان در شهرستان فاروج رفتم تا زمین ارثی را بفروشم! آن جا در پاسخ به پرسش های پدرم گفتم شوهرم فردی را با میلگرد به قتل رسانده و اکنون لب مرز افغانستان است تا پول برایش بفرستم و بتواند از کشور فرار کند! با این حال مشتری جهت خرید زمین پیدا نشد و من دوباره به مشهد بازگشتم! این درحالی بود که خانواده ام به بیانات من راجع به قتل مشکوک شده است بودند و مدام تماس می گرفتند.

من هم دیگر به تلفن هایم پاسخ نمی دادم تا این که یک روز هنگامی که فرزندانم در کوچه بازی می کردند و من و مهرداد داخل منزل بودیم ناگهان پسر 10 ساله ام هراسان وارد حیاط شد و گفت: پدر بزرگ و دایی آمدند! من خیلی ترسیدم که منزل ما را پیدا کنند بلافاصله امین را برداشتم و به همراه مهرداد به پشت بام رفتیم. نردبان را هم اوج کشیدم تا کسی به پشت بام نیاید!

برادرم با دیدن الیاس او را در آغوش گرفت و پسر چهار ساله ام در منزل ما را به آن ها نشان داد. ما که از پشت بام این صحنه را می دیدیم فقط خودمان را تا صبح روز بعد مخفی کردیم که آن ها ما را نبینند! در همین حال خانواده ام پسرم را با خودشان به محل سکونت برادرم در بولوار طبرسی بردند! من که دلواپس بودم چند بار با تاکسی دربستی به اطراف منزل برادرم رفتم تا اگر فرزندم را دیدم او را با خودم ببرم ولی موفق نمی شدم تا این که با فروشنده مواد غذایی آشنا شدم و از او خواستم هر وقت پسرم را دید به من اطلاع بدهد. به او گفتم ماجرای خانوادگی است و نمی خواهم پسرم نزد پدرش باشد!

تا این که یک روز تماس گرفت و من به محل رفتم آن جا به خاطر این که شناسایی نشوم با ترفندی خاص از یک جوان موتورسوار خواستم پسرم را برایم بیاورد ولی او می ترسید تا این که شماره تلفنم را به او دادم و مشخصات فرزندم را گفتم. او در کوچه با پسرکوچک دیگری بازی می کرد که آن جوان موتورسوار، او را نزد من آورد!

متهم این پرونده جنایی گفت: در حالی که پدرم به خاطر ربوده شدن پسرم شکایت کرده بود، اختلافاتی نیز بین من و مهرداد شکل گرفت و من به منزل یکی از دوستانم رفتم که همسرش در زندان بود! آن روز در حالت خشم با گوشی به سرولب مهرداد زدم و گفتم می روم کلانتری و همه چیز را اعتراف می کنم. آیا که من نمی خواستم دیگر در کنار مهرداد باشم.

ولی مدارکم نزد او بود و نمی توانستم پول رهن منزل را بگیرم! تا این که روزی از منزل دوستم به مهرداد زنگ زدم. او مرا به منزل مادرش برد و چند روز در منزل مادر مهرداد بودیم ولی او خیلی دروغ می گفت و من به هیچ وجه به حرف هایش اعتماد نمی کردم. می گفت: در یک باغ نگهبان می خواهند و ما به عنوان سرایدار می توانیم آن جا برویم ولی می دانستم دروغ می گوید.

بعد از این ماجرا بود که با یک راننده تاکسی آشنا شدم و برایش درد دل کردم. او هم مرا به منزل متروکه ای در اطراف روستای ده غیبی برد تا در آن جا جهت مدتی زندگی کنم ولی چند روز بعد هنگامی که به همراه دو فرزندم در منزل نشسته بودم ناگهان کارآگاهان اداره جنایی آگاهی را بالای سرم دیدم و فهمیدم که همه چیز لو رفته است.

به دستور قاضی کاظم میرزایی، این زن 28 ساله با صدور قرار بازداشت موقت درحالی روانه زندان شد که محل دفن شوهرش را نیز به کارآگاهان نشان داد و جسد مقتول با تلاش نیروهای آتش نشان از زیر خاک های داخل اتاق بیرون کشیده شد.

خراسان

واژه های کلیدی: مهرداد | اعترافات | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs

خرید کتاب از گوگل

دانلود کتاب لاتین

خرید کتاب لاتین

خرید مانگا

خرید کتاب از گوگل بوکز

دانلود رایگان کتاب از گوگل بوکز

دانلود رایگان کتاب از آمازون

دانلود رایگان کتاب از گوگل بوکز

کتاب روانشناسی به انگلیسی

رفتن به نوار ابزار